توانایی ساخت تجهیزات تولیدی اروپا در ایران

رویایی كه به واقعیت تبدیل شد بعلاوه فیلم

رویایی كه به واقعیت تبدیل شد بعلاوه فیلم به گزارش خبرگزاری نفت و گاز ۳۰ سال است كه ایران به عرصه تولید تجهیزات صنعت نفت و گاز و پتروشیمی وارد شده است. امری كه در ابتدا حتی برای خود تولیدكنندگان هم خیال و رویایی بیش نبود اما حالا شاهدیم كه بخش داخلی در حوزه صنعت نفت، بسیار خوش درخشیده و خیلی از نیازهای كشور در داخل تامین می شوند.


۷۰ سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، وابستگی ایران به خارج شرایطی را به وجود آورده بود كه در صنعت نفت و گاز و پتروشیمی، دربست در اختیار غربی ها و بخصوص آمریكایی ها باشد و این باور فرهنگی غلط بر متولیان نگهداشت صنعت نفت، گاز و پتروشیمی تحمیل و حتی تصور روزی كه بتوان به توانایی ساخت تجهیزات تولیدی آمریكا در ایران رسید، به یك رویا تبدیل گشته بود. اما در شرایطی كه نبرد سنگین و حقیقی میان تولیدكنندگانی كه از یك سو با چالش های خارجی و از جانب دیگر با ابرچالش های داخلی روبه رو بودند، وجود داشت، محدودیت ها و مشكلات نه تنها بخش خصوصی را از پای درنیاورد بلكه سرعت چرخش موتور محرك این بخش را تندتر كرد؛ تا جایی كه حالا شاهدیم بیشتر از ۸۰ تا ۸۵ درصد نیاز ایران در حوزه نفت و گاز و پتروشیمی در داخل تامین می شود.
حضور همه جانبه بخش خصوصی و تعاونی در بخش نفت و گاز ایران موضوعی بود كه به تازگی در دیدار ۲۵۰۰ تن از تولیدكنندگان، كارآفرینان و فعالان اقتصادی با مقام معظم رهبری ضروری خوانده و تاكید شد كه باید مشكل برخی قوانین مجلس نظیر قانونی كه اخیراً در زمینه صنایع پایین دستی نفت و گاز مصوب شده و معطل آئین نامه ها می ماند، سریعاً حل شود تا فعالیت های تولیدی سرعت بگیرند.
از سوی دیگر، تجربه مبادلات تجاری و اقتصادی با كشورهای خارجی طی سال های گذشته نشان داده كه كشورهای خارجی هیچ گاه حاضر به انتقال كامل فناوری های اساسی بخصوص در بخش نفت و پتروشیمی به ایران نیستند؛ ازاین رو ضروریست كه دستگاه های دولتی به دنبال استفاده از توانایی های داخلی برای رسیدن به این فناوری ها باشند، چونكه همان فكر و اندیشه دقیقی كه می تواند بدون هیچ كمكی به فناوری پیچیده و نادر سلول های بنیادی یا فناوری غنی سازی اورانیوم برسد، بطور قطع می تواند به فناوری مانند استحصال بهتر و بیش تر از چاه های نفت برسد و در نتیجه باید از این ظرفیت بی بدیل داخلی استفاده حداكثری وجود داشته باشد.
خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در جهت انعكاس وسیع و مناسب موفقیت های تولیدكنندگان نمونه و برای بازگویی كارهای انجام شده برای مردم بخصوص جوانان و معرفی ظرفیت ها به مشتاقان فعالیت تولیدی، مطالبات منطقی فعالان اقتصادی را هم پیگیری كرده تا مسؤلان بیشتر به آنها توجه داشته باشند. بنابراین در سال پشتیبانی از كالای ایرانی، پای صحبت های سیروس تالاری، یكی از تولیدكنندگان موفق تجهیزات صنعت نفت و رئیس انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت نشستیم تا نگاهی ویژه تر به توانمندی ها، موفقیت ها و مشكلات تولیدكنندگان صنعت نفت داشته باشیم. متن این گفتگو را در ادامه بخوانید:
- انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت از كی و با چه اهدافی شكل گرفت؟
بنده نماینده شركتی هستم كه عضو انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت ایران است و از اوایل دهه ۷۰ مانند صدها صنعتگر دیگر وارد ساخت وساز نیازمندی های نفت و گاز و پتروشیمی در كشور شد. اما در مجموع درباره نحوه شكل گیری انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت باید بگویم كه صنعتگران بعد از یك دهه فعالیت به این نتیجه رسیدند كه باید صنفی داشته باشند و در قالب آن صنف اهداف و حقوق قانونی خویش را مطالبه كنند تا بتوانند به دستاوردهای قابل قبولی در سطح ملی دست یابند.
بنابراین در سال ۱۳۷۹ یك مجمع موسسی با حضور ۷۰ تولیدكننده تشكیل و اساسنامه ای برای انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت تهیه و در حوزه كارفرمایی وزارت كار و امور اجتماعی به ثبت رسید، درواقع انجمن از آن زمان هویت قانونی پیدا كرد تا بعنوان یك انجمن صنفی كارفرمایی بتواند از حقوق اعضا خود دفاع كند. این انجمن با ۷۰ عضو تشكیل شد و الان ۷۰۰ عضو دارد البته بدین معنا این نیست كه در سال ۱۳۷۹، ۷۰۰ سازنده داشتیم بلكه در آن زمان حداقل ۲۰۰ سازنده وجود داشت كه به مرور زمان طی دهه ۸۰ و ۹۰، سازندگان دیگری شكل گرفتند و وارد عرصه ساخت و ساز و عضو انجمن شدند و الان تعداد اعضا به ۷۰۰ نفر رسیده است.
- چه شد كه وارد این عرصه شدید؟
بنده بعنوان یك عضو از زمان شكل گیری انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت لزوم ایجاد آن نهاد را درك كرده و به شدت موافق ایجاد انجمن بودم، بنابراین از همان سال ابتدای تشكیل انجمن، یكی از مدیران برجسته شركتم را مامور همراهی با این انجمن كردم و بعد از اینكه این فرد را از دست دادیم، بنده به خاطر دغدغه ای كه به انجمن داشتم خودم به شخصه وارد آن شدم و الان ۱۵ سال است كه در حوزه های مختلف انجمن افتخار خدمت رسانی دارم. دو دوره رئیس انجمن بوده و الان هم دو سال این افتخار را دارم كه بعنوان رئیس هیات مدیره سوم انجمن باشم.
شركت ما هم یكی از ۷۰۰ شركتی است كه در زمینه تولید و تحویل كالا به صنایع نفت و گاز و پتروشیمی كشور فعالیت می كند، درواقع در انجمن، ۱۰ گروه كالایی داریم كه مجموعه نیازمندی های نفت و گاز و پتروشیمی كشور را تشكیل می دهد و شركت ما در حوزه كامپوزیت و شیمیایی فعال است.
- ارزیابی شما از صنعت نفت و سازندگان تجهیزات صنعت نفت چیست؟
همان طور كه در جریان هستید هفته گذشته خدمت مقام معظم رهبری بودیم كه بنده یك تبیین مبسوطی از دستاوردهای سازندگان طی سه دهه گذشته در آنجا عرضه كرده و مطرح كردم كه طی سه دهه گذشته یعنی ۷۰، ۸۰ و ۹۰، كاری كه توسط سازندگان در كشور در حوزه تامین نیازمندی های تجهیزات، كالاها و مواد مورد مصرف در صنایع نفت و گاز و پتروشمی شكل گرفته است، بیش تر شبیه یك رویا و خواب و خیال بود. ما هم گمان نمی كردیم پس از سه دهه فعالیت به این نقطه برسیم. دلیل اول این كه صنعت نفت و گاز و پتروشیمی جزو صنایع پیچیده و های تك دنیاست.




ما زمانی وارد این قضیه شدیم كه بیشتر از ۷۰ سال قبل صاحب صنعت نفت و گاز بودیم بدون آنكه یك سوزن ته گرد مورد نیاز مجموعه نفت و گاز را كسی در داخل تولید كرده باشد؛ یعنی عمر وابستگی همه جانبه به معنای مطلق كلمه وجود داشت. در چنین فضایی وارد ماجرا شده و ادعا كردیم كه می توانیم توربین، پمپ، كمپرسور، كاتالیست و چیزهایی از این قبیل را بسازیم و این ها بیشتر شبیه یك رویا بود و كارفرمایان هم گمان می كردند كه تحقق این امر امكان پذیر نیست.
ضمن این كه ۷۰ سال پیش از انقلاب اسلامی هم وابستگی هایی داشتیم كه اتفاقا تا دهه ۷۰ هم یدك كشیده شد، بحث جنگ هم به میان آمد و موضوعات سازندگی هم عنوان شد و تمام امكانات كشور بسیج شده بود تا بتوانیم از جنگ پیروز بیرون بیاییم. بر این اساس فعالیت این بخش از دهه ۷۰ شروع شد.
زمانی كه ۷۰ سال وابستگی به یك مقوله را تجربه می كنید، به این نتیجه می رسید كه این مرحله باید ادامه داشته باشد و كار دیگری نمی توان انجام داد. صحبت من این است كه آن وابستگی ما به خارج از كشور بخصوص غربی ها شرایطی را به وجود آورد كه ما دربست در اختیار غربی ها بخصوص آمریكایی ها در صنعت نفت و گاز و پتروشیمی باشیم. این باور فرهنگی بر متولیان نگهداشت صنعت نفت، گاز و پتروشیمی كشور تحمیل شد و این داستان كه ما می توانیم روزی به این نقطه برسیم كه تجهیزاتی را كه در آمریكا می سازند، در ایران بسازیم به یك رویا تبدیل گشته بود.
با تمام این ناباوری ها، صنعتگران توانسته اند در دهه ۷۰ حداقل هویت قانونی پیدا كنند؛ یعنی شركت ها جواز تاسیس و پروانه بهره برداری بگیرند، ثبت و جزو تامین كنندگان وزارت نفت شوند و دهه ۷۰ به این روال گذشت. در دهه ۸۰ اما با یك چالش بزرگ تری مواجه شدیم؛ قیمت نفت در سطح جهانی افزایش یافت و كشور منابع خوبی از محل فروش نفت به دست آورد و دروازه واردات به خصوص در پروژه ها باز شد، بگونه ای كه حدودا پروژه هایی كه در دهه ۸۰ شكل گرفتند، متشكل از سازندگان داخلی نبوده و نقش داخلی ها خیلی كم رنگ شده بود.
تا اینجا شرایط بگونه ای رقم خورد كه در دهه ۸۰ با مشكلی حدودا سهمگین تر از مشكل تفكری و فرهنگی دهه ۷۰ روبه رو شدیم كه مبارزه كردن با آن كار راحتی نبود، چونكه كسی به حرف ما گوش نمی داد اما به هر طریقی كه بود، دهه ۸۰ را هم با این كیفیت پشت سر گذاشتیم و وارد دهه ۹۰ شدیم.
- تحریم چطور منافذ نفس كشیدن صنعتگران را می گیرد؟
اما در دهه جاری، دو تحریم بر ما اعمال شد كه شاید ضد هیچ كشوری در تاریخ اعمال نشده است؛ تحریم وقتی اعمال شود، جاهای نفس كشیدن و منافذ نفس كشیدن صنعتگران را می گیرد؛ بخصوص باتوجه به این كه صنعتگران مثل دولت، ابزارهای منطقه ای، تبادلات بین المللی و رسمی ندارند و توان آنها خیلی كم است، با چالش های زیادی روبرو شدند، اما در همه این ادوار اتفاق خوبی افتاد و ما را به وضعیت امروز رساند و آن، همكاری خیلی خوب با صنعتگران در حوزه نگهداشت و بهره برداری از صنایع نفت و گاز و پتروشیمی بود.
زمانی كه یك پروژه انجام می شود، یك شركت مانند توتال پروژه را می سازد و آنرا به بهره بردار تحویل می دهد و از اینجا به بعد دیگر به عهده بخش بهره برداری است تا كار این پروژه تمام شود. در این عرصه، مدیران میانی صنعت نفت و گاز و پتروشیمی، همكاریهای بسیار خوبی با ما داشتند و بعنوان یك ایرانی ما را درك كردند و علیرغم همه محدودیت هایی كه بر مدیران میانی اعمال شده بود، ما را زیر پروبال خود گرفته اند و در را به روی ما باز كردند و ما هم حداقل استفاده را از این ظرفیت كردیم.
بر این اساس در سال ۱۳۹۰ علیرغم همه مشكلاتی كه داشتیم، مجموعه صنعتگران به این نتیجه رسیدند كه باید بیش تر در سه حوزه دانش و فناوری، بومی سازی تجهیزات و مهندسی معكوس برای رسیدن به تكنولوژی ساخت تجهیزات خارجی و یا افزایش ظرفیت كار كنند كه در این عرصه هم بسیار موفق بودند و الان در دهه ۹۰ علیرغم همه تحریم ها دستاوردهای ما بیشتر از دو برابر دو دهه قبل بوده است.
در شرایطی كه در سال ۱۳۹۰، حتی یك شركت دانش بنیان وجود نداشت، امروز بیشتر از ۱۵۰ شركت دانش بنیان در كشور وجود دارد و دانش، فناوری، تكنولوژی تمام این شركت ها بومی است. خدا را شكر كه حالا به سطحی از توانمندی رسیده ایم كه می توانیم به راحتی ۸۰ تا ۸۵ درصد از نیازهای ملی را در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی در حوزه تجهیزات، كالا، خدمات و مواد تامین نماییم و این دستاورد بسیار بزرگی است كه امروز به تحقق پیوسته است.



- یكی از گلایه های بخش خصوصی از دولت، توجه به بخش خصوصی خارجی و تفاوت قائل شدن بین بخش داخلی با خارجی بوده است كه همچون آن، عدم دریافت مالیات از خارجی ها برای ورود كالا و درج شرایط سخت برای بخش خصوصی داخلی بوده است، آیا تغییری در نگاه دولت نسبت به این مسائل صورت گرفته است؟ و تا چه میزان عرصه فعالیت برای داخلی ها باز شده است؟
به طور اساسی بزرگ ترین مشكل ما این است كه اختلاف نگاه و یا اختلاف فرهنگی با دستگاه كارگزاری دولت پیدا كرده ایم؛ مفهوم آن این است، زمانی كه یك جمع بزرگی از تولیدكنندگان و صنعتگران ۲۰ سال در كنار یكدیگر كار می كنند، صاحب یك فرهنگ، دیدگاه مشترك، دردها و دغدغه های مشترك می شوند كه مجموع آنها یك فرهنگ را می سازد اما حوزه كارگزاری ما كه مربوط به دستگاه كارگزاری دولت می باشد، با ما درد مشترك، اصول حرفه ای مشترك، مشكلات مشترك و نه حتی اهداف مشترك ندارند. اینجا است كه دو فرهنگ متفاوت شكل می گیرد؛ بر این اساس، اصلی ترین مشكل ما این است و تا زمانی كه این فرهنگ در میان آحاد ملت ما شكل نگیرد كه به محصول داخلی بعنوان یك فرهنگ مشترك نگاه شود، چالش خواهیم داشت كه این مسئله هم مربوط به زمان خاصی نمی گردد و در تمام طول تاریخ روال همین گونه بوده است.
واژه ایرانی و ملت ایرانی برای ما یك فرهنگ است و با عنایت به این كه دغدغه ایران را داریم، باید به كالای ایرانی دقت نماییم. اگر تولید ملی، كالای ایرانی در ذهن آحاد مردم ایران بنشیند، كسی نمی تواند آنرا محدود كند. باید توجه داشت هر كشوری كه توسعه یافته به این دستاورد رسیده است؛ باید گفت اولا تا زمانی كه این اشتراكات ملی بین صنعت، مردم و دولت به وجود نیاید، همیشه با چالش روبه رو هستیم. باید همه بپذیریم كه در كنار یكدیگر می توانیم به محصولات باكیفیت داخلی دست یابیم.
- علل پیچیدگی صنعت نفت و گاز ایران چه بود؟
دومین مشكل ما، بحث واردات است؛ واردات ریشه در تاریخ ۱۰۰ ساله صنعت نفت و گاز ایران دارد. پیش از انقلاب اسلامی، شركت های خارجی در ایران، چه در حوزه تجهیزات، كالا، مواد و خدمات فنی و مهندسی دفتر نمایندگی فروش داشتند. این نمایندگی ها یك شبكه ای را ایجاد كرد و جالب است كه این شبكه در طول این سه دهه ای كه ما فعال بودیم، به موازات توسعه ما، پیچیدگی های زیادی را پیدا كرد.
می توان دو دلیل برای این پیچیدگی عنوان كرد؛ این مسئله یك شبكه درهم تنیده را به وجود آورده كه آنرا با بعضی از وسوسه های ناصواب مجریان پروژه ها، كارفرمایان، متولیان طرح ها و حتی دولتی ها و بخش خصوصی آمیخته كرده و تا به امروز در مقابل ما مقاومت كردند. حالا كه با این همه مشكلات در حوزه تامین ارز، انتقال ارز، واردات مواد اولیه روبرو می باشیم، مشاهده می نماییم كه آنها نسبت به تحریم ها خیلی فعال تر شده اند، چون می دانند كه مملكت گرفتار نقطه ضعف است و هم ارز به این راحتی ندارد كه بخواهد مواد اولیه بیاورد و هم نقل و انتقال ارز برای ما مشكل است.
بنابراین با این اهرم مالی كه برای ما به وجود آمده و در این شبكه وجود دارد، دغدغه های زیادی را ایجاد می كنند و یكی از مزاحمت های جدی در بازاری كه برای جوان ها و ملت ماست، بوجود آورده اند. هم اكنون بیشتر از ۱۰ نامه اعضاء روی میز من است كه اشاره دارند این تجهیزاتی كه وارد كشور می شوند، بیشتر از ۳۰ سال است كه در داخل كشور تولید می شوند.
- با وجود تمام این تفاسیر آیا نگاه ها نسبت به گذشته كمی تغییر كرده و آن طور كه مسئولان دولتی اعلام می كنند، حضور بخش خصوصی داخلی پررنگ تر شده است؟
در پاسخ به این سؤال باید اظهار داشت كه دلیل اول آن این است كه ما یك جایگاه قانونی خیلی محكم در اختیار داریم و آن قانون استفاده حداكثری از توان ملی است كه آخرین نسخه آن مجلس شورای اسلامی در خردادماه امسال مصوب كرد و باتوجه به این كه صنعتگران، بخش خصوصی و تولیدكنندگان در آن اظهارنظر كرده اند، یك قانون بسیار خوبی درآمده است.
این قانون حدودا راه ورود كالاها و تجهیزاتی كه در داخل سابقه ساخت دارند را بسته و هركسی كه حالا كالا و تجهیزاتی را وارد كند كه در داخل آن كالا تولید شود، عملا كار غیرقانونی انجام داده است و ما به راحتی می توانیم از آن شخص در هر مقامی كه باشد، شكایت نماییم و صراحتا اعلام می كنم كه این طرح را با جدیت دنبال خواهیم كرد.
- تابحال شكایتی هم در این راستا داشته اید؟
تاكنون این اتفاق نیفتاده و كار به شكایت نرسیده اما اگر این مزاحمت ها به شكل جدی ادامه پیدا كند، ما راهكار قانونی را به كار خواهیم گرفت. به جز این اهرم، رهبر معظم انقلاب هم طی ۱۲ سال گذشته، تمام دغدغه ها را روی پشتیبانی از كالای ملی گذاشته و واقعیت هم همین است و ما از این منظر هم بسیار سپاسگذاریم و این همان سیاست هایی است كه در جهت فرهنگ سازی ملی برای كالای ایرانی است.
اگر بخواهم مثالی بیاورم باید بگویم كه ۹۰ درصد مردم ایرانی دنبال پوشك ایرانی هستند و تنها ۱۰ درصد، اصلا از بازار داخلی خرید نمی كنند. ۲۰ سال پیش این ظرفیت در كشور وجود نداشت اما حالا تولید داخلی پیشرفت بسیار خوبی داشته است. فرهنگ ملی برای خرید كالای ایرانی یك مصداقی است كه در سطح عوام جامعه دیده می شود. در نتیجه، این سیاست های رهبر انقلاب، به ما اهرم دفاع می دهد و ما از این دو سنگر نهایت بهره برداری را خواهیم كرد.
- به نظر شما دلیل این كه طی دولت های مختلف بعد از انقلاب اسلامی، یك وزیر بسیار موافق استفاده از تجهیرات داخلی بود اما وزیر دیگر در دولت دیگر، این اعتقاد را نداشته، چیت؟
دقیقا همین طور است، شاید یك وزیر این باور را داشته باشد و یك وزیر چنین تفكری نداشته باشد؛ به اعتقاد من حالا وزرای ما باید مسئولیت های سازمانی را به مشاوران و معاونان خود واگذار كنند و خودشان به دنبال مشاهده عینی و بررسی شرایط موجود در بخش های مختلف باشند. معتقدم وزرا باید مرتبا در حال بازدید از ظرفیت های ملی باشد؛ زمانی كه وارد این مقوله شوند، به مرور میزان آشنایی آنها افزایش می یابد و آگاهی، اعتقاد و باور پیدا می كنند و در این نقطه است كه به نظرگاه بخش خصوصی نزدیك خواهد شد.



اعتقاد ما این است كه در داخل ظرفیت های زیادی وجود دارد و نیازی به واردات محصولاتی كه در داخل كشور تولید می شود، نیست، اما متاسفانه وزرای ما به خصوص در حوزه اقتصادی و صنعتی وقت شان محدود است، با این وجود ما اعتقاد داریم كه باید وزیران، امور جاری را به بقیه واگذار كنند و به دنبال مشاهده عینی ظرفیت های ملی باشند.
- آیا اینكه برخی وزیران آنطور كه باید ظرفیت های ملی را ندیده اند، به علت همان مسائل فرهنگی است كه ذكر شد یا علت دیگری دارد؟
بر این اساس تا آنجا كه بنده در جریان هستم، در سطح مدیریت كلان وزارتخانه های مربوطه، شاید تا به امروز طی سه دهه گذشته، وزیرهای ما، ۱۰۰ كارخانه را هم از نزدیك ملاقات نكرده باشند، در حالیكه به اعتقاد من نه تنها این ۷۰۰ كارخانه زیرمجموعه انجمن، بلكه باید همه سازندگان این حوزه را می دیدند و از هر حوزه ۱۰ كارخانه برجسته را بازدید می كردند و به این اعتقاد و باور می رسیدند كه مردم در حال فعالیت هستند. یا حداقل باید كارخانه هایی كه در تهران و استان البرز وجود دارد، مورد مشاهده وزرا قرار می گرفت.
این گلایه های ما از وزرای كشور و از تصمیم سازان اقتصاد كلان كشور ماست چونكه اگر اقدامات، فعالیت ها و ظرفیت ها دیده می شد، از نظر ذهنی تفاهم بیش تری به وجود می آمد و دفاع از تولید ملی بسیار آسان تر می شد.
در دوره قبل كه به دنبال برجام، یك قرارداد جدیدی نفتی بین المللی به نام آی پی سی طراحی شد؛ به محض این كه برجام به نتیجه رسید، توتال شش میلیارد دلار در ایران قرارداد منعقد كرد. ما نمی گوییم كه نباید توتال وارد ایران شود، چونكه احتیاج به جذب سرمایه وجود دارد و آرزومندیم كه یك روز شرایط فراهم گردد كه ظرفیت جذب سرمایه خارجی افزایش پیدا كند.
هیچ كس مخالف این قضیه نیست چونكه اقتصاد ما به این مسئله نیاز دارد، اما به محض این كه توتال وارد ایران شد، ما وارد حاشیه شدیم؛ به صورتی كه توتالی ها اعلام نمودند كه ما به شما آموزش می دهیم كه استانداردهای ما چیست و بعد شما استانداردهای ما را اجرا كنید؛ همینطور گفته شد ما توانمندی های شما را بررسی نماییم تا ببینیم با شما چه خواهیم كرد! این مسئله برای ما یك توهین بود.
نبرد سنگین و حقیقی سه دهه گذشته، ما هم با چالش های خارجی و هم با ابرچالش های داخلی بوده است. كالاها، تجهیزات و مواد ۶۰ تا ۶۵ درصد ارزش پروژه ها را تشكیل می دهد؛ یعنی هر كسی كه پیمانكار پروژه یك میلیارد دلاری شود و هزینه آنرا پرداخت كند، اگر بخواهد آنرا بسازد، ۶۰۰ تا۶۵۰ میلیون دلار را باید برای خرید كالا و مواد صرف كند كه این بسیار وسوسه انگیز است. ۳۰ تا ۳۵ درصد دیگر به حوزه طراحی، مهندسی، ساختمان نصب مربوط می شود.
اما اصل ماجرا برروی مواد و تجهیزات است؛ هر كسی كه وارد ایران می شود و می خواهد متولی یك پروژه باشد و پول آنرا می آورد؛ دولت ما را گرفتار یك پارادوكس می كند، چونكه دولت هم نیازمند جذب سرمایه خارجی است و هم سرمایه گذار خارجی؛ نتیجه این می شود كه می خواهد اهداف خویش را بر ما تحمیل كند.
- بحث شما و با دولت در این بخش برروی چه مواردی بوده است؟
معنی این قضیه این است كه دولت در تعامل بین احتیاج به جذب سرمایه و اجبار به حفظ اشتغال در كشور، با یك تضاد برخورد می كند كه نمی تواند این تضاد را مدیریت كند؛ تمام دعوای ما سر همین مسئله است چونكه اگر سهم ما ۱۰ درصد از یك پروژه بود، این میزان دعوا وجود نداشت و اصلا شركتی مانند توتال، نگاهی به این ۱۰ درصد نداشت اما زمانی كه بحث ۶۰ درصد اجرای ارزش پروژه مطرح می شود، به چالش كشیده می شویم.
اساسی ترین نقطه ضعف ما در آن زمان، در حوزه آی پی سی و یا كل دستگاه كارگزاری در جذب سرمایه گذاری خارجی در همین مسئله است كه چگونه این دو مسئله را كنار هم بگذاریم كه هم فضای كسب و كار و اشتغال در داخل تحت الشعاع قرار نگیرد و هم به جذب سرمایه گذار خارجی دست یابیم.
متاسفانه پیمانكاران خارجی در بعضی از پروژه ها، حتی پا را از این فراتر گذاشته و گفته اند كه ما باید نیروی كار را هم خودمان بیاوریم؛ حالا هم پروژه هایی در كشور داریم كه به همین شكل است اما خوشبختانه تعدادشان محدود است. این در شرایطی است كه ما در این عرصه نیازمند خارجی ها نیستیم و نباید چنین اتفاقی محقق شود. درواقع در این نقطه است كه دولت نمی تواند این پارادوكس را مدیریت كند و بین این دو مقوله باقی می ماند كه هم احتیاج به جذب سرمایه خارجی و هم احتیاج به حفظ اشتغال در داخل دارد. اینجاست كه دستگاه كارگزاری ما گرفتار ضعف می شود.
- حالا تعاملات بخش خصوصی با وزارت نفت چگونه است؟
درباره تعامل با وزارت نفت باید بگویم كه تمام دستاوردهای بی نظیری كه داشته ایم و یك انقلاب صنعتی در سه دهه گذشته به حساب می آید، به علت تعامل با مدیران صنعت نفت بوده است و از این نظر از مدیران اجرایی صنعت نفت كه همكاری بسیار خوبی با ما داشتند، سپاسگزارم؛ ازاین رو تعامل با تمام نهادهای دولت با تمام سازمان ها و نهادهای دولت به خصوص وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت نفت جزو وظیفه، مرام و اساسنامه ماست. تعامل لازمه حل نیازهای كشور است، ازاین رو در تمام دولت ها طی ۳۰ سال گذشته، با هر شخصی كه در صدر بوده، حداكثر تعامل را داشته، داریم و خواهیم داشت، چونكه همین تعاملات سبب شده كه خیلی از مشكلات ما برطرف شود.
- آیا سازندگان تجهیزات و تولیدكنندگان برای تامین سرمایه با مشكل مواجهند؟
یكی از اساسی ترین مشكلات ما صنعتگران، تامین نقدینگی مورد نیاز برای گردش كار و چرخش تولید است. متاسفانه عموم كارفرمایان در مناقصات پیش پرداخت را حذف كرده اند. كالا را نسیه از ما می خرند و ما باید به دنبال پول خود بدویم. حالا اعضایی داریم كه هنوز مطالبات چهار و پنج ساله خویش را دریافت نكرده اند. اگر تولیدكننده ای، سه سال پیش ۱۰۰ میلیون تومان طلبكار بوده، حالا ارزش این مبلغ كاهشی زیاد یافته و بنابراین در زمینه ی نقدینگی و سرمایه در گردش بسیار تحت فشار هستیم.
علاوه بر این، منابع بانكی هم حتی اعتبارات لازم را به ما نمی دهد و اگر هم بدهد، با اصل و فرع هزینه هایی كه دارد، ۲۴ درصد هزینه دارد و نمی گردد یك تولیدكننده ۲۴ درصد سود بانكی بدهد و بعد كالای نسیه بفروشد و مشكلی نداشته باشد. در این شرایط هم اگر تولید كننده ای نتواند اقساط را پرداخت كند، جرائم آن ماهی ۲.۵ درصد می شود كه ظرف شش ماه صنعتگر را از پای درمی آورد. بنابراین به شدت با مشكل نقدینگی و سرمایه در گردش روبه رو هستیم.
- قرار بود فهرستی از شركت های توانمند ساخت تجهیزات صنعت نفت تهیه و اعلام گردد، آیا این فهرست آماده است؟
در هر صنف و هر طبقه ای، یك رتبه های مختلفی در میان فعالان وجود دارد؛ حالا هم انجمن مجوز لازم را دریافت كرده كه بتواند اعضای خویش را رتبه بندی كند. در همین راستا با سازمان علمی و پژوهشی كشور قراردادی منعقد كرده ایم كه بعنوان ناظر بی طرف، اعضای ما را در ۱۰ گروه كالای مختلف رتبه بندی كند. با این نگاه می شود اعضاء را با یكدیگر تفكیك كرد؛ برای این مهم هم چهار مورد در نظر گرفته شده كه شامل دانش بومی، تكنولوژی بومی، فن بومی و مواد اولیه بومی می شود و شركتی كه این چهار خاصیت را داشته باشد، رتبه برتر را دریافت خواهد نمود.
در واقع شركتی كه این چهار خصوصیت را داشته باشد، وابستگی نخواهد داشت و خدمات خوبی عرضه خواهد كرد، اما به صورت كلی باید بگویم كه تمام اعضای ما توانمند هستند اما رتبه های مختلفی دارند كه امیدواریم ظرف یكسال آینده این رتبه بندی صورت گیرد.
- چندی قبل ۱۱۰ شركت كوچك و متوسط اروپایی برای همكاری با شركت های ایرانی اعلام آمادگی كرده بودند، این مسئله حالا در چه مرحله ای قرار دارد؟
متاسفانه مسئولان مملكت در بعضی از حوزه ها كار عمیقی انجام نمی دهند؛ سازمان ملل زیرمجموعه ای دارد كه وظیفه جهانی آن بهبود فضای كسب و كار شركت های كوچك و متوسط است. این بخش شركت های كوچك و متوسط در دنیا را شناسایی می كند و در سطح منطقه و ملی و بین المللی ارتباط می دهد و این شركت ها نیازمندی های خویش را تهاتر می كنند.
به عبارت بهتر، این سازمان ساختاری را در كشورها بوجود می آورد كه میان شركت های كوچك و متوسط، یك شبكه جهانی ایجاد شود و در تعامل تنگاتنگ اقتصادی، تجاری، فنی، دانش و تكنولوژی با یكدیگر قرار می گیرند.
علاوه بر این، در داخل كشور، فقط ۷۰۰ عضو انجمن، حدود ۲۵۰۰ شركت زنجیره تامین در داخل كشور دارند اما متاسفانه حالا شركت های كوچك و متوسط ایرانی با یكدیگر در ارتباط نیستند البته شركت شهرك های صنعتی ایران حالا طرحی را تهیه كرده و دنبال این قضیه است و اگر شركت های كوچك و متوسط در سامانه ملی اطلاع رسانی شوند، تمام شركت ها می توانند برای رفع نیازهای خود به شركت های ایرانی رجوع كنند كه در این شرایط خیلی از مشكلات برطرف می شود.
اما متاسفانه هم اكنون نه تنها در سطح بین المللی، بلكه در سطح داخلی هم این تعاملات وجود ندارد و این در شرایطی است كه اگر این كار تابحال در ایران انجام شده بود، به تمام شركت های كوچك و متوسط دنیا متصل بودیم و شاید مشكلات ما ۱۰۰ برابر كمتر از مشكلات فعلی بود.
باتوجه به این كه شركت های كوچك و متوسط اروپایی هیچ كاری با آمریكا ندارند، ازاین رو می توانند به راحتی با ما فعالیت كنند و در یك معامله تهاتر اقدامات بزرگی را انجام دهیم اما این كارها نیازمند زیرساخت است و من نمی دانم چرا مسؤلان ما به راحتی از آن می گذرند. ما ظرفیت های زیادی داریم اما زمانی كه كشورهای دیگر با ما وارد مذاكره می شوند، به علت نبود زیرساخت های لازم ارتباطات به نتیجه مطلوب نمی رسد.
- به نظر شما كالاهای ایرانی بخصوص در حوزه صنعت نفت از نظر كیفیت چقدر این قابلیت را دارند كه مورد استفاده قرار بگیرند و آیا همه تولیدكنندگان به آن سطح از استانداردهای جهانی رسیده اند كه به راحتی وزارتخانه های صمت و یا نفت، با اطمینان كامل از تولیدات داخلی از آن در بخش های مختلف استفاده كنند و یا این كه این مورد تنها منوط به بخش های خاصی می شود؟
اگر فرهنگ در جامعه اصلاح گردد، این باور به وجود می آید كه كالاهای خارجی هم در گذشته كیفیت فعلی شان نداشته اند. به صورت مثال، چین در گذشته اصلا در بازار وجود نداشت اما حالا توانسته موقعیت خوبی را برای خود به دست آورد. این فرصت ها، لازمه ی این است كه دولت در كنار فرهنگ درست مصرف ملی، زیرساخت ها و زمینه ی رشد را به وجود آورد و در كنار آن، نگاه ملی مردم هم تغییر كند.
قبل از انقلاب اسلامی، كالاها و تجهیزات مصرفی در ایران انگلیسی یا آمریكایی بودند و تنها دو یا سه كشور غربی در بازار ایران حضور داشتند. ظرف ۴۰ سال قبل ژاپن، كره جنوبی و چین وارد بازار ایران شد و باید به این مسئله توجه كرد كه این كشورها از روز اول برند نبودند و من در این نقطه، به فرهنگ تاكید می كنم، چونكه دولت پای صنعتگران این كشورها ایستاد و آنها را حمایت كرد.
- مشكل فرهنگی و مانع اصلی در این مورد چیست؟
اما مشكل اصلی و اساسی ما بحث فرهنگی است، هیچ كشوری در ابتدای امر و بعنوان یك پدیده اتفاقی، صاحب صنعت، كیفیت، تولید، رقابت و برند جهانی نشده و برای رسیدن به این نقطه یك مسیری را طی كرده است. علاوه بر این، مقایسه سابقه ما با غربی ها مبین این است كه آنها بالغ بر یك قرن است كه در تجهیزات صنعت نفت وارد شده اند و ما تنها ۳۰ سال است كه علیرغم این همه مشكلات، وارد این عرصه شده ایم و چه در رقابت با شركت های خارجی و چه با بی سیاستی های دولتمردان داخلی و این هم یكی از چالش های ما بوده است، اما با همه این مشكلات، تولیدات ما قابل مقایسه با محصولات چینی نیست. چونكه تجهیزات صنعتی ایران در مرز تكنولوژی اروپاست.
به عنوان مثال در پالایشگاه ستاره خلیج فارس كه حالا نماد پالایشی منطقه است، سه فاز تابحال اجرا شد كه ۷۰ درصد از تجهیزات آن داخلی است. تا به امروز بنده بعنوان مسئول انجمن، گزارشی دال بر این كه ساخت ایران بی كیفیت بوده و خسارتی به جایی وارد شده است، دریافت نكرده ام. كیفیت تولیدات اعضای ما حالا در سطح رقابت با استانداردهای اروپایی است.
- مهم ترین مانع برای تولید كالاها و تجهیزات صنعت نفت چیست؟ و چه موضوعی سبب شده تا حمایت های ویژه ای از این بخش صورت نگیرد؟
اگر بگویم بزرگترین مشكل ما سنگ اندازی در تجهیزات ساخت داخل است، بی انصافی است؛ حالا به هر علتی یا فشارهای تحریم و یا یك وجه مشترك با حوزه های كارفرمایی، نظرها بسیار نزدیك شده است و به این نتیجه جمعی در سطح ملی رسیده ایم كه ظرفیت های بسیار خوبی و توان بسیار بالایی در كشور وجود دارد و كسی كمر نبسته كه از داخلی ها خرید نكند.
به همین دلیل نمی توانم بگویم كه عمده ترین مشكل ما عدم خرید از تجهیزات داخلی است. حالا ما بعنوان یكی از بزرگترین پیمانكاران كشور در سطح ملی به این نتیجه رسیده ایم كه یك پالایشگاه و یك پتروپالایشگاه صددرصد داخلی ایجاد نماییم.
- اما در شرایط حاضر بزرگترین مشكل ما بحث ایجاد تحرك در بازار است؛ زمانی كه تحریم می شویم و تولید نفت كاسته می شود نیاز صنعت نفت هم كاسته می شود، بنابراین بزرگترین مشكلی كه اعضای ما با آن دست و پنجه نرم می كنند، ظرفیت خالی ساخت است چونكه میانگین ظرفیت تولیدكنندگان ما زیر ۵۰ درصد است.
این مسئله بزرگترین چالش ماست؛ بنابراین یكی از درخواست های ما كه در حضور مقام معظم رهبری هم عنوان شد، تزریق ۱۰ میلیارد دلار به پروژه ها در سال بود كه بتوان این دستاوردها را از خطرهای پیش رو نجات داد و از این چالش ها موفق عبور كرد. به صورت كلی، می توان اظهار داشت كه مشكل ما ظرفیت های خالی سازندگان است. علاوه بر این كه در بازار ركود پیدا شده بحث نقدینگی هم بسیار مهم می باشد. و به صورت كلی می توانم بگویم كه عمده ترین مشكلات، ما حالا بحث نقدینگی، كاهش ظرفیت بازار است.
- چرا تابحال در مبحث صادرات كالا و تجهیزات وارد نشده اید؟
در حوزه صادرات تابحال به علت مسائل زیرساختی به آن پرداخته نشده و هیچ كشوری در دنیا صادركننده محصولات، خدمات نشده است مگر با حمایت دولت! به اعتقاد من، زیرساخت این كار باید از ۱۵ سال پیش انجام می شد اما حالا علیرغم این كه صندوق ضمانت صادرات و بانك توسعه صادرات در كشو داریم اما كاری برای توسعه این مسئله انجام نشده است، بنابراین لازم است تا وزارت اقتصاد و دارایی و وزارت صنعت، معدن و تجارت، ما را پیشتیبانی كنند تا بتوانیم صادرات داشته باشیم.
صادراتی كه حالا داریم، تحت حمایت دولت نیست و در نتیجه كالای صنعتی چندانی از ایران صادر نمی گردد و باید بگویم این اتفاق هم محقق نمی گردد، مگر این كه دولت از این بخش حمایت كند و برای آن برنامه داشته باشد. دولت باید بداند كه در حوزه صادرات هزینه كند، در واقع سرمایه گزاری نموده است. حالا اعضای ما ظرفیت خالی بسیاری دارند و این در شرایطی است كه ما می توانیم صادركننده تجهیزات در منطقه باشیم كه اگر این اتفاق بیفتد، ما در ۱۰ گروه كالایی صاحب ۱۰ برند خواهیم شد.
- چرا جلسات مشخصی با دولتی ها در اینباره برگزار نمی گردد كه بتوانید نقطه نظرات خویش را به آنها اعلام كنید؟
یكی از درخواست های ما به مقام معظم رهبری این بود كه باتوجه به این كه دولت راه را بر ما بسته است، راهكاری را تدبیر كنند. چرا سرنوشت ما در اتاق های در بسته گرفته می شود؟ اما باید سرنوشت صادرات و تولید را بخش خصوصی تعریف كند و دولت مجری باشد، چرا نباید یك كرسی در اختیار صنعت و تولید كشور قرار بگیرد؟
در آخر باید بگویم اعتقاد دارم كه ایران یك كشور بی نظیر است كه ظرفیت های بالقوه و بالفعل خدادادی بسیاری در آن وجود دارد و لازم است كه نهایت بهره از این ظرفیت ها برده شود.
مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی كند.
فایل آنرا از اینجا دانلود كنید: video/mp4

1398/09/09
15:21:20
5.0 / 5
3747
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۴

خبرگزاری نفت و گاز OilNA
oilna.ir - حقوق مادی و معنوی سایت خبرگزاری نفت و گاز محفوظ است

خبرگزاری نفت و گاز

اخبار روز حوزه نفت و گاز